تبلیغات
باز تابش امسال - سخنان دلنشینی از جنس دلتنگی
 
باز تابش امسال
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : mah sal
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد این وبلاگ بنویسید







شنبه 27 مهر 1392 :: نویسنده : mah sal

پیرمرد همسایه آلزایمر دارد ...

دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود
از خواب بیدار شود ...!
پیرمرد همسایه آلزایمر دارد ...
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود
از خواب بیدار شود ...!
 
عادت ندارم درد دلم را ،
به همه کس بگویم ..! ! !
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم.. ،
تا همه فکر کنند . . .
نه دردی دارم و نه قلبی
 
 
دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی بلد نیست شماره اش را بگیره.
 
 
گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز
بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم...
من می گریستم به اینکه حتی او هم
محبت مرا از سادگی ام می پندارد...
 
 
انسان های بزرگ دو دل دارند :
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است ...
 
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا " دعا " می کند....
 
کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی... در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد وبرایش لباس و کفش خرید و گفت:
مواظب خودت باش، کودک پرسید:ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری!!!
 
 
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
ساااااااااااااا ­ااااااااده
 
قند خون مادر بالاست
دلش اما همیشه شور می زند برای ما
 
اشک‌های مادر , ...مروارید شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد
دستانش را نوازش می کنم
داستانی دارد دستانش
 
 
پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند
عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...
 
 
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :
می خورم به سلامتی 2 بوسه !!
بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!
گفت :
اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !
 
 
دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ....
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:28 ب.ظ
Thanks for any other great post. Where else may anybody get
that type of info in such a perfect way of writing?
I've a presentation subsequent week, and I'm at the search for such information.
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:28 ب.ظ
Thanks for any other great post. Where else may anybody get
that type of info in such a perfect way of writing?
I've a presentation subsequent week, and I'm at the search for such information.
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:53 ق.ظ
Highly energetic blog, I enjoyed that bit. Will there be a part 2?
جمعه 13 مرداد 1396 08:49 ب.ظ
I will right away grab your rss feed as I can't find your email subscription link or e-newsletter service.
Do you have any? Please permit me understand so that I could subscribe.
Thanks.
شنبه 7 مرداد 1396 02:39 ب.ظ
For most recent information you have to visit web and on the web I found this website
as a finest website for most up-to-date updates.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:22 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I truly enjoyed reading it, you happen to be a great author.

I will remember to bookmark your blog and definitely will come back
sometime soon. I want to encourage yourself to continue
your great work, have a nice afternoon!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:02 ق.ظ
Hey! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or
maybe guest writing a blog post or vice-versa? My website addresses a lot of the same topics as yours and I feel we could greatly
benefit from each other. If you're interested feel free to send me an email.
I look forward to hearing from you! Wonderful blog by the
way!
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:50 ب.ظ
This is a topic that is near to my heart...
Best wishes! Exactly where are your contact details though?
شنبه 19 فروردین 1396 09:52 ب.ظ
If you want to obtain much from this article then you have to
apply such techniques to your won weblog.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :