تبلیغات
باز تابش امسال - صراط المستقیم
 
باز تابش امسال
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : mah sal
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد این وبلاگ بنویسید







ان الحمد لله نحمده و نستعینه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا، من یهده الله فلا مضل له و من یضلل فلا هادی له، و اشهد ان لا اله الاّ الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ﴾﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا﴾﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا*یُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا [ . اما بعد : فان اصدق الحدیث كتاب الله و خیر الهدی هدی محمدح و شر الامور محدثاتها و كل محدثة بدعة و كل بدعة ضلالة و كل ضلالة فی النار.

مخالفان اسلام و قرآن، كمونیستها و احزاب غیر دینی سالهای متمادی با نام دفاع از حق ملی و منافع زحمتكشان، آزادی زن، حقوق بشر و انواع شعارهای دهن پركن در صدد مسخ فرهنگ ملی برآمدند. زمانی به تناسب شرایط جهانی دم از مبارزه با امپریالیسم و سرمایه داری جهانی می زدند و اینطور در بوقهایشان می دمیدند كه رهائی توده های محروم در گرو نابودی امپریالیسم و حكومتهای دیكتاتوری و ضد خلقی است همچنانكه حالا با توجه به شرایط فعلی جهان دم از حقوق و بشر به رهبری امپریالیسم در حال مرگ و احتضار دیروزی می زنند و برای تقرب به ساحت مقدسش!! دست و پا می شكنند و هركدام بیشتر از دیگری در صدد اثبات وفاداری و سپردن تعهد همكاری و نوكری است و توجیه این چرخش صد و هشتاد درجه نیز برایشان سخت نیست چون می گویند در سایه سازمان ملل حاكمیت واحد جهانی كه شبیه حكومت برابری كمونیستی است تحقق جبری می یابد.

روزی به بهانه كهنه شدن، دین را از جامعه می زدودند و دیندار را مرتجع و كهنه پرست معرفی می كردند گویا نشانه هر نادرستی، كهنه بودن و تازه بودن دلیل بر خوب بودن است به همین دلیل بر خلاف حركتهای چپ لیبرالی بدعتی تازه آفریدند و نوكری شرق و كمونیسم را به جان خریدند و عقاید پوسیده، لینین و مائو رهبران كشتار و وحشت را چون ره آوردی نجات، سوغاتی مردمی ستمدیده و محروم كردند. اما واقعیت همه اینها همین بود كه هویدا شد. اینها نسخ شدگان افكار شیطانی در نبردی دیگر رویاروی حق بودند لذا وقتی حنای كمونیست بی رنگ شد برای دشمنی با فرهنگ مردم در صدد رونق بخشیدن و تجدید كردن اعیاد كهنه ملی برآمدند.

 آری طرفداران ترقی و پیشرفت راه چاره را در عقب گرد و ارتجاع یافتند و برای تحقق این امر كوی سبقت را از هر مرتجعی ربوده اند گویند این فرهنگ كهن كرد است گویا ایران در آغاز فقط مال كردها بوده است.

راستی كسانی كه گمراه می شدند دچار حماقت نیز می گردند. 1400 سال است اسلام فرهنگ این ملت است به بهانه كهنه بودن آن را از جامعه زدودند و برای نابودیش تلاش بسیار كردند تا جایی كه در صدد احیای مراسمهای خرافی، تاریخ كهن را به نام فرهنگ ملی جازدند.

مسلمانان: ای كسانی كه بخاطر ظلمهای ملی و مشكلات عدیده دیگر، در تنگنا افتاده اید هوشیار باشید، دین شما هویت شماست؛ شخصیت و شرف شماست؛ آن را به آسانی از دست ندهید ملت كرد اگر تاریخ دارد، اخلاق و منشی دارد، تمدن و فرهنگی دارد برای خود شخصیت و گذشته ای دارد در سایه اسلام از آن بهره مند شده است مگذارید بی دینها، ملحدها و دنباله روان گمراه آنها از اهل بدع، این ذلت پذیران حق فروش، این آخرین سفید پروردگار را از شما بگیرند حاكمان ظالم حقوق سیاسی و ملی كرد را نادیده گرفته اند ولی اینها می خواهند شخصیت و هویت شما را در سایه دروغ و شایعات، بسیار زیركانه از شما بگیرند.

برای عزت و سربلندی ملت كردن به اسلام راستین برگردیم، از قرآن و سنت پاك رسول اللهح با فهم و درك سلف صالح امت اسلام مدد جوئیم و دست رد بر سینه تمام كسانی كه هر روز در رنگی برای ما خودآرائی می كنند بزنیم، آنگاه در تلاشی بی وقفه با یك حركت مستمر و بر اساس صراط مستقیم پروردگار سعادت دو جهان خویش را تضمین نماییم.

مقدمه

نبرد میان حق و باطل تا آن هنگام كه خداوند به انهدام این هستی بپردازد و كارنامه آن را در هم پیچد، برپا است، و پیروی جماعاتی از امت محمد ح از اباطیل اهل باطلی همچون یهود، نصاری، مجوسیان، بت پرستان و غیر ایشان، و بقا و ماندگاری طایفه ای از این امت بر حق، علیرغم تمامی فشار و آزار و اذیتها، همگی از سنتهای مقدر خداوند است.

اقوامی از امت محمد از حق به باطل روی آورده و به تغییر و تبدیل دینشان پرداخته اند، كه از مهمترین مظاهر و اشكال این تغییر و تبدیل، انكار دین رسول خدا ح و پیروی كردن از دشمنان در هر ریز و درشتی است به اسم ترقی و تقدم، تمدن و پیشرفت و تحت شعارهای همزیستی مسالمت آمیز(با كفار)، برادری انسانها، نظم نوین جهانی، جهانی سازی وشعارات براق و فریبنده دیگر.

و مسلمانان غیور این درد فاجعه بار را در اكثریت امت- مگر آنكه خدا مشمول رحمتش قرار داده باشد- مشاهده می كند و به عینه می بیند كه تا آنجا پیش رفته كه در عبادات دینی و خصوصی ترین عادات و تقالید كفار از آنها پیروی می كنند.

و رسول خدا ح از این امر خبر داده و می فرماید:«از راه و روش كسانی كه قبل از شما بوده اند، وجب به وجب و ذراع به ذراع پیروی خواهید كرد، حتی اگر به سوراخ سوسماری بخزند شما هم به دنبالشان روانه خواهید گشت» عرض كردند ای رسول خدا آیا منظورتان یهود و نصاری است؟ فرمود: آری پس چه كسانی.» و در روایتی دیگر آمده كه عرض كردند: منظورتان فارس و روم است؟ فرمود: پس چه كسانی غیر از آنها می تواند باشد.»

ولی در حدیث دیگر خبر داده اند كه: ]لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِی قَائِمَةً بِأَمْرِ اللَّهِ لَا یَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ أَوْ خَالَفَهُمْ حَتَّى یَأْتِیَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ[  (در هر زمانه ای طایفه ای از امت من به انجام امیر دین و شریعت خداوند بپا خاسته اند، ترك یاری ایشان از سوی مردم و مخالفت دشمنانشان آسیب و ضرری بدانها نمی رساند، و آنها همچنان باقی اند تا آنگاه كه امر خداوند(كمی قبل از وقوع قیامت) فرا می رسد.)

ما هم در این مقاله جهت ادای امانت و نصیحت امت اسلام به بحث در مورد نوروز پرداخته و حكم اسلام را در مورد آن بیان كرده ایم، به این امید كه سبب هدایت این امت گردد، و آنها را از بند غفلت و ذلت برهاند، و در فتح قله های عزت یاورشان باشد و سببی باشد برای مفتضح كردن اهل نفاق و بدعت.

تذكر

 اما قبل از شروع بحث لازم است به نكته ای اشاره كنیم و آن اینكه: در این مقاله در تأیید رأی بیان شده در مورد نوروز آیات و احادیثی را ذكر كرده ایم كه در سالهای اخیر افرادی كه خود را منتسب به اهل سنت و جماعت دانسته، در بحث نوروز به برخی از آنها اسنتاد جسته اند. ولی مشاهده خواهیم نمود كه این آیات و احادیث نه تنها دلیلی بر صحت مذهب فاسد و اعتقاد ناصوابشان نبوده بلكه بالعكس دلایلی هستند در رد مذهب آنها.

علت این اتفاق در بعضی از دلایل مورد استناد ولی اختلاف، در نتیجه حاصله از سوی طرفین و دور شدن یا دوری نمودن از رأی صواب از سوی آنها، آن است كه منهج و راه و روش اهل سنت و جماعت بر خلاف افراد مذكور بر سه اصل بنیان نهاده شده و مرجع آنها در اخذ و صدور احكام این سه اصل بوده كه عبارتند از:

1.قرآن2. سنت رسول خدا ح 3.پیروی از فهم و دریافت سلف این امت- علی الخصوص صحابه- در تفسیر آیات و احادیث.

و این ركن سوم یكی از مهمترین خصایص اهل سنت است كه وی را از فرق ضال و گمراه دیگر متمایز می گرداند. چرا كه هر شخص گمراه و مبتدعی می تواند در تأیید ضلالت و گمراهی اش به نصی از نصوص قرآن و سنت استناد جسته، ولی در همان حال به تحریف و تأویل فاسد آیات و احادیث مورد استناد بپردازد، برعكس اهل سنت و جماعت كه تمسك جستن به اقوال و افعال صحابهن نشان بارز آن بوده و این خصلت به ركنی از اركان روش و منهج آنها مبدل گشته است.

لازم به ذكر است كه قسمت اعظم این رساله با اختصار شدید از كتاب"إقتضاء الصراط المستقیم" تألیف:شیخ الاسلام ابن تیمیة: برگرفته شده است. چنانچه شخصی به تحقیق بیشتر نیاز داشته باشد می تواند به اصل كتاب مراجعه نماید. مؤلف كتاب مذكور در تأیید رأی صواب موجود در كتاب به بیش از 30 آیه از قرآن كریم، 100 حدیث از احادیث نبوی و اجماع صحابه بر حكم گرامیداشت اعیاد كفار و آثار روایت شده از سلف این امت، استناد جسته است.

حال پس از ذكر این مقدمه، به یاری خداوند متعال به بحث از نوروز و حكم اسلام در مورد آن می پردازیم.

نوروز و ریشه آن

نوروز اولین روز سال نزد آتش پرستان مجوسی و یكی از بزرگترین اعیاد آنهاست. گفته می شود اولین كسی كه آن را جشن گرفته است یكی از پادشاهان فارس به نام جمشید بوده كه جمشاد هم گفته اند.

مجوسیان در سبب نامگذاری این روز به این نام اختلاف نظر دارند. عده ای می گویند: آن روزی كه طهومرت مرد و جمشید بر تخت پادشاهی نشست، را نوروز یعنی روزی جدید خواندند.

و بعضی دیگر بر این عقیده اند كه نوروز آن روزی است كه خداوند در آن روز نور را خلق كرده است.

و بعضی دیگر گمان می كنند كه آغاز زمان گردش افلاك این روز بوده است.

مدت زمان نوروز نزد آنها 6 روز بوده كه اول روز آن اولین روز از افریدون ماه(فروردین ماه) بوده كه اولین ماه سالشان است. و روز ششم را نوروز بزرگ نامیده اند؛ چرا كه خسروان(پادشاهان مجوس) در پنج روز اول نیازمندیهای مردم را رفع می كردند و در روز ششم به مجالس خلوت با خواصشان می پرداختند.

از عاداتشان در این روز این بوده كه شب هنگام مردی زیباروی پشت در اتاق كسری(خسرو) تا صبح منتظر می شد، و هنگام صبح بی اجازه بر پادشاه وارد می گشت، هنگامی كه پادشاه وی را مشاهده می كرد به وی می گفت: كیستی؟ از كجا آمده ای؟ به كجا می روی؟ اسمت چیست؟ چرا وارد شده ای؟ همراهت كیست؟ وی هم در جواب می گفت: من پیروز هستم، اسمم فرخنده است، و از جانب خداوند آمده ام، سامان و دولتی نیك را آرزومندم، و با تبریك و شاد باش آمده ام، و سال نو را با خود به همراه آورده ام. و سپس می نشست، و پس از او مردی دیگر با سینی طلا به دست وارد می شد كه بر آن گندم، جو، گاودانه، نخود، كنجد و سدر بود و از هر كدام هفت خوشه و دانه و مقداری هم سمنو و همچنین دینار و درهم جدید قرار می داد و آنها را جلو پادشاه می گذاشت. سپس برای پادشاه هدایایی می آوردند و پس از آن مردم بر حسب درجات و قربتشان به حضور می رسیدند، آنگاه قرص نان بزرگی كه از آن حبوبات تهیه شده بود بر مجمعه ای به حضور آورده می شد، وی هم از آن می خورد و پس از وی حاضرین از آن تناول می كردند. سپس می گفت: این روز جدیدی است، از ماهی جدید از سالی جدید و از زمانی جدید و لازم است كه در آن هر چیزی نو گردد. و آنگاه بر بزرگان دولتش خلعت می پوشاند و بذل و عطا می كرد و هدایای رسیده را بر آنها تقسیم می نمود.

و از عادت مردم عوام فارس این بود كه شب نوروز را آتش روشن می كردند و به آب پاشی در صبحش می پرداختند.

اعیاد مشروع و جایز در اسلام

نصوص شرعی متواتر و زیادی وجود دارند كه اعیاد زمانی را در اسلام منحصراً دو عید سالیانه فطر و قرآن و عید هفتگی روز جمعه معرفی نموده اند، و هر عیدی غیر از این سه عید، از امور احداث شده در دین بشمار می روند كه رسول خدا ح در احادیث زیادی به انجام دهنده آن وعید دخول به جهنم را داده است.

تشبه به كفار در اعیادشان

 همچنین دلایل شرعی متواتر و زیادی موجود است كه مسلمانان را از مشابهت با كفار در امور دینی آنها مخصوصاً اعیادشان نهی می كند.

1. دسته اول: دلایلی هستند كه به طور مطلق از هرگونه مشابهتی با كفار نهی می كند: مانند حدیث(مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُم) رواه ابوداود  (هركس خود را شبیه قومی گرداند، از آنها خواهد بود.) كه شیخ الاسلام ابن تیمیه: در مورد این حدیث            می فرماید : [تشبه نهی شده در این حدیث هم شامل آن شخصی می شود كه عمل كفار را بدان علت كه آنها انجامش می دهند، انجام دهد؛ كه این حالت بسیار نادر است، و هم آن كسانی را در بر می گیرد كه عملی را انجام می دهد و سپس معلوم می شود كه كفار هم همانند آن را انجام می دهند، بدون آنكه هیچكدام به تقلید از دیگری پرداخته باشند.] و می فرماید:[حداقل حكمی كه از این حدیث اخذ می شود تحریم تشبه به كفار است، هرچند ظاهر حدیث چنین اقتضا می كند كه شخص مقلد از دایره اسلام خارج گردد.] (كتاب اقتضاء الصراط المستقیم ج 1 ص 237 و 238)

2.دسته دوم: دلایلی اند كه از تشابه در امور بخصوصی نهی نموده اند: مانند حدیث : جُزُّوا الشَّوَارِبَ وَأَرْخُوا اللِّحَى خَالِفُوا الْمَجُوسَ  رواه مسلم (سبیلهایتان را كوتاه كنید و ریشهایتان را ترك گفته(كوتاه نكنید)[و] بر خلاف مجوسیان عمل نمایید.)

3.دسته سوم: آیات و احادیثی اند كه به صراحت از تشبه به كفار در اعیادشان نهی می كنند و تقلید از آن اعیاد را تبعیت از ضلالت و گمراهی آنها معرفی می كنند. مانند آیه 18 سوره جاثیه كه خداوند می فرماید:﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِیعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ﴾ «سپس ما تو را بر آیین و راه روشنی از دین قرار دادیم. پس از این دین پیروی مكن و بر این راه روشن برو، و از هوا و هوس كسانی پیروی مكن كه[از دین] آگاهی ندارند.»

و بی شك همانندی با كفار از بارزترین دلایل مودت و محبت آنها است، محبت و مودتی كه خداوند مؤمنین را از آن برحذر داشته و ابراز آن را سبب خروج از دایره اسلام معرفی نموده است؛ آنجا كه می فرماید:﴿ أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ﴾ مائده 51 «ای كسانی كه ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان[خود] مگیرید[كه] بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند. و هركس از شما آنان را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود.» و می فرماید: ﴿ لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ  مجادله 22  « مردمانی را نخواهی یافت كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند و [در همان حال] كسانی را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند، به دوستی برگزینند، هرچند كه آنان پدران، پسران، یا برادران و یا اقوام و قبیلة ایشان باشند. »

حال با روشن شدن این مطلب كه نوروز عیدی است از اعیاد مجوسیان (آتش پرستان) با استناد به آیات و احادیث به بیان حكم بزرگداشت و جشن گرفتن این روز از نظر شریعت اسلام می پردازیم:

دلایل جایز نبودن تشبه به كفار در اعیادشان

الف) قرآن كریم:

خداوند می فرماید:﴿وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا فرقان 72 « و بندگان خدا كسانی اند كه در مجالس زور(منحرف و نادرست) حضور پیدا نمی كنند و هنگامی كه [اتفاقی] بر اهل باطل و سخنان پوچ و یاوه گذر كردند؛ با انكار از آنها روی گردانده و دور می گردند.»

ابوالعالیه، طاوس، ضحاك، ربیع بن انس و غیر ایشان الزور را به [اعیاد مشركین] تفسیر نموده اند. و در روایتی از ابن عباسم آمده است كه می فرماید:[منظور از الزور اعیاد مشركین است.]  (تفسیر ابن كثیر ج 3 و كتاب اقتضاء الصراط المستقمیم ج 1)

هنگامی كه خداوند شركت نكردن در مجالس الزور را مدح فرموده است، شركتی كه صرفاً حضور دیداری یا شنیداری است و بس، همراهی كردن با آنها با انجام عمل الزور كه حضور صرف در آن مجالس و استماع یا رؤیت تنها نیست، چه حكمی خواهد داشت؟ پس در حقیقت این آیه شركت نجستن در اعیاد كفار را تشویق كرده است، و حضور در آن را بدان علت كه خداوند آن را الزور نامیده، مكروه می داند.

ب) سنت رسول خدا

1.انس بن مالكت می گوید: قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِینَةَ وَلَهُمْ یَوْمَانِ یَلْعَبُونَ فِیهِمَا فَقَالَ مَا هَذَانِ الْیَوْمَانِ قَالُوا كُنَّا نَلْعَبُ فِیهِمَا فِی الْجَاهِلِیَّةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَكُمْ بِهِمَا خَیْرًا مِنْهُمَا یَوْمَ الْأَضْحَى وَیَوْمَ الْفِطْرِ  ]رواه ابی داود [ رسول خدا   (پس از هجرت از مكه) به مدینه تشریف آوردند واهالی مدینه دارای دو روز بودند[روز نوروز و مهرگان(یكی دیگر از اعیاد مجوسیان)] كه در آن دو به بازی پرداخته و شادی می كردند، پیامبر ح فرمود: این دو روز چیست؟ عرض كردند: ما در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی و شادی می پرداختیم، رسول خدا ح فرمود: خداوند دو روز دیگر را به جای آن دو برایتان قرار داده است كه خیر و نیكی دنیا و آخرت در آن دو قرار دارد: روز عید قربان و روز عید فطر.

همچنانكه مشاهده می شود رسول خدا ح آن دو عید را تأیید نفرمود، و آنها را به حال خود رها نكرد تا طبق معمول به بازی در آن دو روز بپردازد، بلكه فرمود: خداوند آن دو را برایتان با دو روز دیگر عوض كرده است. و تعویض چیزی با چیز دیگر اقتضا می كند كه مورد دوم ترك شود، چرا كه امكان جمع شدن مورد تعویضی با شیء تعویض شده وجود ندارد و بدین علت لفظ تبدیل و تعویض(در زبان عرب) استعمال نمی شود مگر آنكه جمع بین دو چیز ترك گفته شود. پس این قول رسول خدا ح كه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَكُمْ بِهِمَا خَیْرًا مِنْهُمَا  اقتضا می كند كه از جمع بین (نوروز و مهرگان)با دو عید قربان و فطر و انجام همزمان آنها خودداری شود.

 2. ام المؤمنین عائشهل می فرماید:  دَخَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعِنْدِی جَارِیَتَانِ مِنْ جَوَارِی الْأَنْصَارِ تُغَنِّیَانِ بِمَا تَقَاوَلَتْ الْأَنْصَارُ یَوْمَ بُعَاثَ قَالَتْ وَلَیْسَتَا بِمُغَنِّیَتَیْنِ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ أَمَزَامِیرُ الشَّیْطَانِ فِی بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَذَلِكَ فِی یَوْمِ عِیدٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَا أَبَا بَكْرٍ إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِیدًا وَهَذَا عِیدُنَا و فی روایة: یَا أَبَا بَكْرٍ إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِیدًا وَإِنَّ عِیدَنَا هَذَا الْیَوْمُ و فی روایة: دَعْهُمَا یَا أَبَا بَكْرٍ فَإِنَّهَا أَیَّامُ عِیدٍ  (رواه بخاری و مسلم) ابوبكر داخل منزل شد در حالیكه دو كنیز(از كنیزان انصار) نزدم بودند كه افتخارات و هجاهای انصار در جنگ بعاث كه بین دو قبیله اوس و خزرج رخ داده بود را به شكل آواز می خواندند، ولی غنا و آوازخوانی پیشه آنها نبود. ابوبكر ت گفت: آوازهای شیطان را در خانه رسول خدا می خوانید؟- و آن واقعه در روز عید بود-، رسول خدا ح فرمود:هر قوم و طایفه ای را عیدی است، و این(روز) عید ما(مسلمانان) است. و در روایتی چنین آمده:﴿برای هر قومی عیدی است، و عید ما(مسلمانان) این روز است و در روایتی چنین آمده:به حال خود رهایشان كن، چرا كه ایام عید است. و آن روزها ایام عید قربان بود.

دلالت این حدیث بر بحث ما از چند جهت است:

1. این قول رسول خدا ح كه می فرماید: إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِیدًا وَهَذَا عِیدُنَا  واجب می گرداند كه هر قومی عید اختصاصی خودش را داشته باشد، چرا كه حرف  لِـ  در كلمه  لِكُلِّ  اختصاص را می رساند، خداوند متعال می فرماید:﴿ وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا ﴾ بقره 148 «هر ملتی قبله ای دارد(كه به هنگام نماز) بدانجا رو می كند.» می فرماید:﴿ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ﴾ مائده 48 «برای هر ملتی از شما شریعت و طریقی قرار داده ایم.» كه این دو آیه بیان می كنند كه هر قوم و ملتی باید قبله و شریعت اختصاصی خودش را داشته باشد. پس چنانچه یهودیان، مسیحیان، مجوسیان و كفار دیگر عیدی داشتند كه مختص آنها بود، در آن شركت نمی كنیم، همچنانكه در قبله و شریعتشان مشاركت نمی كنیم، همچنین از آنها دعوت به عمل نمی آوریم كه در اعیاد ما مسلمین شركت جویند.

2. و این قول رسول خدا ح كه می فرماید:  وَهَذَا عِیدُنَا  اقتضا می كند كه عید ما تنها آن عیدی باشد كه رسول خدا ح می فرماید. و همچنین در این قول پیامبر ح كه می فرماید :وَإِنَّ عِیدَنَا هَذَا الْیَوْمُ  معرفه شدن كلمه  یَوْمُ  با  الـ  گرفتن و مضاف واقع شدن، مبالغه را می رساند و چنین اقتضا می كند كه جنس عید ما باید تنها از نوع اعیاد مشروع باشد.

اجماع

1. همچنان كه معلوم است یهودیان، نصرانی ها و مجوسیان، در زمان صحابهن و بعد از ایشان هم در شهرهای مسلمانان زیسته و به مسلمانان جزیه پرداخته و اعیاد خود را جشن گرفته اند؛ و به حكم فطرت بشری در درون مسلمانان نوعی تمایل نسبت به تقلید از اعمالی كه آنها در اعیاد خود انجام می داده اند، موجود بوده است.

ولی یقیناً شخصی كه بر سیره مطلع باشد می داند كه مسلمانان در زمان پیامبر ح چنین كاری نكرده ان، بلكه روز عید كفار نزد ایشان و سایر مسلمانان روزی همانند دیگر روزهای سال بوده است، و هیچ عمل بخصوصی را در آن روز انجام نداده اند.

پس چنانچه دینی كه مسلمانان از پیامبرشان ح آموخته بودند، آنها را از انجام عمل خاصی در آن روز نهی كرده بود، ناگزیر باید اشخاصی در میان آنان پیدا می شد كه بعضی از افعال كفار را انجام دهد، زیرا همچنان كه اشاره شد عادت آنها پیش از اسلام و كلاً فطرت بشر چنین اقتضا می كند. پس بدون شك آنها از جانب پیامبرشان ح از شركت در اعیاد آنها منع شده بودند.

2.  از شروط امام عمر ت كه در زمان خلافتش بر اهل ذمة كتابی(یعنی یهود و نصاری) مقرر نمود و مورد اتفاق تمامی صحابهن و فقهای بعد از ایشان هم واقع شد، یكی این بود كه: آنها حق ندارند در سرزمینهای اسلامی آشكارا و در ملأ عام اعیاد خود را برپا نمایند.

پس اگر اتفاق مسلمانان بر این است كه از برپایی علنی عید كفار جلوگیری شود، چطور برای خود مسلمان جایز است كه به برگزاری آن بپردازد؟ آیا بزرگداشت آن اعیاد از سوی مسلمانان خطرناك تر از انجام آشكارای آن از سوی كفار نیست؟!

آثار و روایات منقول از صحابه و علما

1. امام عمر  می فرماید: [ اجتنبوا أعداء الله فی عیدهم ] «در روز عیدشان از دیدار و اجتماع با آنها، پرهیز كنید.» در این فرموده از اجتماع با آنها نهی شده است. كسی كه اقدام به برپایی و بزرگداشت عید آنها می كند چه حكمی خواهد داشت؟

2.   از عبدالله بن عمرب به اسناد صحیح روایت می كند كه فرمود:[من بنی ببلاد الأعاجم  و صنع نیروزهم و مهرجانهم و تشبه بهم حتی یموت و هو كذلك حشر معهم یوم القیامة]«هركس در سرزمین كفار(مجوسی و غیره) سكونت گزیند و نوروز و مهرگان آنها را جشن بگیرد و همچنان بر این تقلید از آنها ادامه دهد تا از دنیا می رود، در روز قیامت با آنها محشور شده و از زمره آنان محسوب می گردد.» آنگاه ابن تیمیه: بعد از آوردن این اثر از عبدالله بن عمرب می فرماید:مقتضی این حكم این است كه فرد بواسطه مشاركت كردن آنها در تمامی این امور كافر می شود.

3.   شیخ الاسلام ابن تیمیه: در مجموع الفتاوی می فرماید : [حضور پیدا كردن در اعیاد كفار و همچنین انجام عبادت خاصی در این روز جایز نمی باشد، پس جایز نیست كه در اعیاد مشركین امر بخصوصی انجام گیرد مانند: روزه گرفتن در این روز، تعطیل نمودن كار و شغل، پخت غذای مخصوص به مناسبت این روز، پوشیدن لباس جدید، حمام رفتن و كوتاه نمودن مو به این مناسبت.]

نكته

چنانچه فرض كنیم كه یكی از علمای معتبر سلف یا یكی از امرا و خلفا عیدی را احداث كرده باشد و یا در یكی از اعیاد دینی یا دنیایی كفار شركت جسته باشد، بنا به دلایل محكم شرعی عمل وی مردود است.

چرا كه بعضی از ائمه و خلفا اجتهاداتی داشته اند كه مخالف حق بوده كه علمای سلف بر آنها خرده گرفته و آنها را رد كرده اند، و قطعاً هیچ كس بعد از انبیاء از خطا و لغزش معصوم نیست و هركس به كتب شرعی بویژه كتب فقهی نظر افكند، در خواهد یافت كه همه اشتباه می كنند حتی صحابهن چه برسد به غیر ایشان.

امام شافعی: می فرماید:[أجمع الناس علی أن من استبانت له سنة عن رسول الله لم یكن أن یدعها لقول أحد من الناس] إعلام الموقعین ج 2 ص 236  (علما اجماع دارند بر اینكه چنانچه امری بر شخصی آشكار شد كه سنت رسول خدا ح است، حق ندارد آن را به خاطر سخن هیچ كس، ترك گوید.) و باز می فرماید:[لا قول لأحد مع سنة رسول الله](سخن هیچكس در برابر كلام رسول خدا ح اعتبار ندارد.)

شبهاتی كه مخالفین تحریم نوروز وارد می كنند.

از شبهاتی كه مخالفان تحریم این اعیاد ذكر می كنند، به دو مورد اشاره می كنیم:

1. آنچه كه شما عید می نامید و حرام می دانید در حقیقت عید نیست بلكه فقط بزرگداشت یا مناسبت و یادبودی است بر خلاف اعیادی كه در آنها اذكاری معین، نمازی بخصوص و یا اموری از این قبیل برپا می شود.

جواب:

آنچه شما بزرگداشت یا مناسبت و یا یادبود وقایع تكراری در سال، ماه و یا غیره می نامید، همان معنای عید است.

چرا كه عید همچنان كه شیخ الاسلام ابن: می فرمایند:[ اسم لما یعود من الإجتماع العام علی وجه معتاد عائد إما بعد السنة أو بعود الأسبوع أو نحو ذلك] (اسمی است كه بر اجتماعی عمومی اطلاق می گردد كه هر از چند گاهی با تجدید و نو شدن سال، هفته و امثال آنها، تكرار می گردد.)كه با توجه به این تعریف مراسمی كه هر از چند گاه به عنوان عزاداری برپا می شوند هم شامل معنای عید است.

پس به برگزار كنندگان نوروز و دیگر اعیاد كفار می گوییم:

آیا مگر هر ساله برای بزرگداشت نوروز بر سر سفره هفت سین و یا  هر مجلس و اجتماع بزرگ و كوچك دیگر جمع نشده و از آن استقبال نمی كنید و مراسم خاصی را برگزار نمی كنید؟

پس در حقیقت آنچه شما انجام می دهید عید است، حال چه آن را عید بنامید و چه اسم دیگری برآن بنهید، چرا كه حقیقت امر معتبر است نه اسامی.

مشاهده نموده ایم كه بعضی زنا كرده و اسم دیگری بر آن می نهند، ربا می خورند اما چیز دیگری به آن می گویند، همچنانكه رسول خدا ح می فرماید: یَشْرَبُ نَاسٌ مِنْ أُمَّتِی الْخَمْرَ یُسَمُّونَهَا بِغَیْرِ اسْمِهَا رواه نسائی (مردمانی از امت من شراب خواهند نوشید ولی با اسم دیگری از آن نام خواهند برد.)

2.  بعضی دیگر از مخالفین می گویند: این بزرگداشت ها به مناسبت تجدید طبیعت، آمدن بهار، تمام شدن سرما و اموری از این قبیل است، كه هدف از انجام آن تشبه به كفار نیست، بلكه جزو عاداتی است كه در شریعت اسلام اصل بر حلال بودن آنهاست.

جواب:

1.   با توجه به تحقیقی كه در اول بحث آوردیم معلوم شد كه بزرگداشت مناسبتهای دینی همچون نوروز و كریسمس و مناسبتهای دنیوی همچون روز مادر، روز زن و روز جهانی كودك از كفار اخذ شده است. و چنانچه فرض كنیم كه مسلمانان، خود عیدی بوجود آورده باشند و هیچ كافری قبل از آنها آن را انجام نداده باشد، این امر تشبه به آنها را نفی نمی كند، چرا كه احداث اعیاد شاد یا غمگین جهت احیای مناسبتی معین، سنت و شیوه كفار است.

2.   برای تشبه به كفار شرط نیست كه شخص عملی را به این علت انجام دهد چون كفار آن را انجام می دهند، بلكه همین قدر كافی است كه عمل انجام شده از امور اختصاصی كفار بوده و از آنها اخذ شده باشد، همچنانكه در این مورد در صفحات قبل قول شیخ الاسلام ابن تیمیه را آوردیم.

اشكال تشبه به كفار در اعیادشان

اعیاد كفار به دو دسته تقسیم می شوند:

1. اعیاد دینی كه از برگزاری آن قصد تقرب به خداوند را دارند، مانند عید نوروز و عید میلاد مسیح.

2. اعیادی كه در اصل جزو دین كفار بوده، ولی سپس به مراسم و عاداتی جهانی مبدل گشته است، مانند عید المپیك یونانی ها. كه مشابهت مسلمانان به آنها در این نوع از اعیاد به دو شكل روی می دهد:

الف) شركت جستن در اعیادشان

ب) انتقال آنها به سرزمینهای اسلامی، كه این حالت قبیحتر از حالت قبلی است.

یكی دیگر از صور تشبه به كفار مشابه ساختن اعیاد مسلمین به اعیاد كفار است.

در مورد نوروز هم می توان به موارد زیر اشاره كرد:

1.  برپایی چهارشنبه سیاه "چهارشنبه سوری"

2. خانه تكانی و تعویض اثاثیه منزل

3. پهن نمودن سفره هفت سین و جمع شدن دور آن و انتظار حلول سال نو را كشیدن

4. تبریك گفتن سال جدید و ارسال كارت تبریك

5. عیدی دادن و عیدی گرفتن

6. دید و بازدید و سرزدن به اقوام

7.  پوشیدن لباس نو به مناسبت این عید

8. تعطیل نمودن مغازه، مدارس و غیره

9. مسافرت نمودن به مناسبت این روز

10. انجام آیین سیزده بدر

و بطور كلی هر عملی كه به این مناسبت انجام شود.

چگونه از اعیاد كفار پرهیز كنیم

1. اجتناب از حضور در آنها

2. پرهیز از انجام اعمالی كه در اعیادشان انجام می دهند.

3. عدم استفاده از وسایل نقلیه ای كه جهت حضور در عید بر آنها سوار می شوند.

4. هدیه ندادن به آنها در ایام عید و ترك خرید و فروشی كه از طریق آن به برگزاری عید می پردازند.

5. كمك نكردن به مسلمانی كه قصد تشبه به آنها در عیدشان را دارد.[یعنی اگر چنانچه مسلمانی در آن روز برخلاف عادت میهمانی برپا كرد، از حضور در میهمانی اش پرهیز شود، یا چنانچه مسلمانی در این ایام بر خلاف عادت چیزی را هدیه كرد، از قبول هدیه اش امتناع كرده- علی الخصوص هدیه ای كه بر شباهت به آنها كمك می كند- و از فروش خوراك و پوشاكی كه مسلمانان با استفاده از آن خود را شبیه كفار در عیدشان می گردانند، خودداری شود.] ابن تیمیه الاقتضاء ج 2 ص 915- 925

6. تبریك نگفتن عید به آنها: امام ابن قیم: می فرماید:[تبریك و تهنیت گفتن مراسم كفر مختص به آنها به اتفاق حرام است، مثل اینكه شخصی عید را به آنها تبریك گفته و بگوید: عیدت مبارك، چنانچه گوینده این تبریك كافر نگردد، دست كم فعل حرامی را مرتكب گردیده و این گفته همچون تبریك گفتن سجده بردنشان برای صلیب است، بلكه چنین عرض تبریكی معصیت تر و نزد خداوند مبغوض تر است از اینكه به علت نوشیدن شراب و قتل نفس و ارتكاب زنا و امثال اینها به آنها تبریك گفته شود.] احكام اهل الذمه ج 1 ص 144- 244

انواع مفاسد حاصل از تشبه به كفار در اعیاد

1. همچنانكه اشاره شد اعیاد از جمله شرایع و آداب دینی است و موافقت با كفار در همه اعمال عید موافقت در كفر آنها، و موافقت در بعضی از فروع آن، موافقت در بعضی از شعب كفر است. و هیچ شكی در این نیست كه همراه شدن با كفار در عیدشان به همراهی و موافقت با تمام كفر آنها منجر خواهد شد.

2.آنچه كفار در عید انجام می دهند، معصیت خداوند است؛ چرا كه یا ساخته دست خودشان بوده و یا به پیامبرشان نسبت داده اند و یا منسوخ گشته است، كه در هر دو صورت مسلمان با برگزاری آن عید دچار معصیت می گردد.

3. برگزاری گوشه هایی از آداب عید كفار، به انجام بیشتر اعمال عیدشان منجر خواهد گردید، و آنگاه كه آن عید مشهور شد عامّه مسلمین به برگزاری آن می پردازند و اصل آن را فراموش می كنند، تا آنجا كه به عادت بلكه عید آنها مبدل گشته و همچون اعیاد دینی محسوب می گردد، بلكه آن قدر بر آن می افزایند كه سرانجام به مرگ اسلام و حیات كفر خواهد انجامید.

4. مشابهت با كفار در اعیادشان سبب سرایت رفتارهایی از جانب كفار خواهد شد كه مورد لعن و نفرین خدا و رسولش هستند.

5. مشابهت با كفار سبب بروز محبت و دوستی آنها می گردد، دوستی و محبتی كه شخص را از دایره اسلام خارج می گرداند.

6.  به خاطرتعدد اعیاد و شروع پیش از موعد و خاتمه نیافتن سر وقت، زمان زیادی تلف می شود.

7.    در طول این مدت عده ای برای شادی خود، آرامش و آسایش را از افراد زیادی همچون كودكان، افراد مسن و بیماران سلب می كنند.

8. چنین اعیادی سرمایه های كلانی را به هدر می دهد.

9.  به علت حاكم بودن فضای تفاخر و تكبر در جامعه، بر قشر فقیر جهت برگزاری این چنین اعیادی فشار زیادی وارد می شود.

10. در چهارشنبه سیاه كه به چهارشنبه سوری مشهور است، محیط زیست به شدت آلوده گشته، پول زیادی بدون كمترین فایده ای هدر می رود و افراد زیادی زخمی و یا كشته می شوند.

11. غالباً در چنین اعیادی به جای ابراز محبت و به جای آوردن صله رحم كه از خصوصیات اعیاد اسلامی است، جنگ و دعوا و كدورت به وجود می آید.

12. اختلاط و بی بند و باری و فساد و دورشدن از انسانیت به اوج خود می رسد.

13.  مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر در این اعیاد افراد زیادی را بیمار كرده و یا به كام مرگ می فرستد.

حال برادر و خواهر مسلمانم! كدامیك از مواردی كه در بالا بدان اشاره شد، واقعیت ندارد. اگر حقیقت دارند، آیا هیچكدام از آنها مورد تأیید اسلام است؟ اگر جوابت منفی است، پس چطور این روز را جشن می گیری؟ اگر عذابی همچون سونامی نازل شده و تو را هم در برگیرد، چه جوابی خواهی داشت؟ برادرم مگر نخواهی مرد؟ پس از مرگ و در گور تنگ و تاریك، در صحرای محشر و جهنم چه خواهی كرد؟ به كجا پناه خواهی برد؟

پس هم ظاهر و باطن خود را از تشبه به كفار تهی كن و هم به نیكوترین شیوه به ارشاد آنهایی بپرداز كه به تقلید از كفار پرداخته اند.

چرا كه تقلید از كفار جزو منكراتی است كه زدودن آن بر حسب توان واجب است، همچنانكه رسول خدا ح می فرماید: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِیمَانِ و لیس وراءه حبة خردل من الایمان ﴿ هركس در مؤمنان عمل یا قولی را مشاهده نمود كه شرع تقبیحش نموده بود، با دستش جلوی آن منكر را بگیرد، اگر نتوانست با زبانش(یعنی با موعظه و نصیحت) منكر آن شود، و چنانچه با زبان هم نتوانست پس با قلبش آن را انكار كند(بدین شیوه كه به آن راضی نباشد و در باطن به انكار آن بپردازد) كه این مرتبه آخر ضعیف ترین شعبه ایمان و كم ثمرترینِ آن است و بعد از این مرتبه به اندازه دانه خردلی ایمان وجود ندارد.﴾



صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :