تبلیغات
باز تابش امسال - ایران و توریسم
 
باز تابش امسال
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : mah sal
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد این وبلاگ بنویسید







                                 توریسم و جهانگردی در ایران

ایران به عنوان یک کشور توریستی

سرزمین ایران با بهره‌گیری از سوابق تاریخی و فرهنگی و ویژگیهای طبیعی و معیشتی خود توان توریستی قابل توجهی را دارا است. آثار تاریخی بازمانده از دوره‌های مختلف استقرار انسان در فلات ایران به موازات چشم‌اندازهای طبیعی متنوع ساحلی، کوهستانی، بیابانی و کویری در آمیزش و ترکیبی هماهنگ با بناهای تاریخی میراثهای فرهنگی و مذهبی مجموعه‌ای از انگیزه‌های گوناگون را برای دیداراز ایران فراهم می‌سازند. افزون بر اینها، ایران امروز به عنوان یک محور سیاسی فعال در جهان اسلام، نظر بسیاری از جهانیان را به خود جلب کرده است. از این رو انگیزه‌های عمدة دیدار از ایران را می‌توان در انگیزههای سیاسی، اجتماعی، زیارتی، فرهنگی، تاریخی، طبیعی و فراغتی خلاصه کرد.

 وجود چنین زمینه‌های پربار ازانگیزه‌های سفر به ایران مسلماً نیازمند تأسیسات اقامتی و پذیرایی متناسب با امکانات مسافرتی مطلوب نیز هست. خوشبختانه ایران از این نظر در حد مقدور، امکانات لازم را با شرایطی مطلوب در اختیار آن دسته از جهانگردانی که با انگیزه‌های گوناگون به ایران سفر می‌کنند، می‌گذارد.

سابقة جهانگردی در ایران

سرزمین ایران با آثار تاریخی، هنری و میراثهای فرهنگی خود به طور قطع برای جهانگردان عهد قدیم بهترین مقصد محسوب می‌شد. گرچه از سیاحانی که قبل از اسلام به ایران سفر کرده‌اند اطلاع دقیقی در دست نیست ولی آنچه که مسلم است، بعداز اسلام جهانگردانی به ایران سفر کرده و مشهودات خود را در سیاحت‌ نامه‌های خویش به رشتة تحریر درآورده‌اند. مشهورترین جهانگردان خارجی که از ایران بازدید نموده و آثاری به نام سیاحت‌نامه از خود به جای گذاشته‌اند عبارتند از:

ـ ابن حوقل، سیاح عرب که در اواسط قرن چهارم هجری به ایران آمد و مشهودات خود را درباره ایران در کتابی به نام «صورة الارض» نگاشته است.

ـ مقدسی، صاحب کتاب «احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم» که در اکثر بلاد اسلامی منجمله ایران مسافرت و ساحت کرده و در کتاب خود دربارة شهرهای ایران سخن به میان آورده است.

ـ یاقوت حموی، مولف کتاب «معجم‌البلدان» در جغرافیا (آغاز قرن هفتم هجری) که به ایران سفر کرده و به شرح بلاد ایران پرداخته است.

ـ ابن بطوطه، از اهل طنجه در مراکش است که به ایران سفر کرده و در سیر خود از نقاط مختلف ایران و از جمله شهرهای ان نام برده و به توصیف آنها پرداخته است.

ـ ابودلف، جهانگرد عرب، شاعر و جغرافیدان معروف که در سالهای 331 تا 341 هجری قمری در شهرهای مختلف ایران گردش کرده و از آثار تاریخی اصفهان به تفصیل در نوشته‌های خود یاد کرده است.

 از جهانگردان اروپایی و غیراسلامی که به ایران سفر کرده‌اند، از معروفترین آنها می‌توان به شرح زیر نام برد:

ـ شش تن از جهانگردان و نیزی که در دوران صفویه به ایران آمدند و در سفرنامة خود از وضع اجتماعی زنان و مردان ایران سخن گفته‌اند.

ـ پیترو دلاواله، سیاح و معمار معروف ایتالیایی که در عصر صفویه به ایران آمد و از اصفهان دیدن کرد و در سفر نامه خود راجع به تمامی آثار و ابنیة تاریخی اصفهان و ارزش معماری هر یک از آنها قلم فرسایی کرد.

ـ ژان شاردن، شوالیه ژان شاردن سیاح معروف فرانسوی است که در زمان صفویه به ایران آمد و مدتی در اصفهان اقامت نمود در سفرنامة خود ادعا کرد که اصفهان را بیش از لندن می‌شناسد.

ـ انگلبرت کمپفر، سیاح آلمانی در سال1684 به ایران آمد، سفرنامة وی حاوی مطالب ارزندة جغرافیایی در مورد ایران است.

تاورنیه، سیاح تاجر پیشة فرانسوی در طول سالهای 1041 تا 1078 هجری قمری شش بار به ایران سفر کرد، سفرنامة وی حاکی از انتقاد از بافت قدیمی شهر اصفهان است

ـ آنتونی شرلی، به اتفاق برادرش روبرت شرلی در زمان شاه عباس از انگلستان به ایران آمد. وی در سفرنامة خود از مساجد بسیار عالی و اعتقادات مذهبی ایران سخن گفته است.

ـ مادام دیولافوا، که با زوج هنرمند خود مارسل معمار و نقاش معروف در اواخر قرن سیزده هجری به ایران سفر کرده است. در سفرنامه‌هایی که از خود به یادگار گذاشته اصفهان و آثار تاریخی آن را توصیف نموده و به وصف دیگر شهرهای ایران نیز پرداخته است.

ـ هانری رئه دالمانی، سیاح فرانسوی که در سال 1324هجری به ایران آمد، سفرنامه‌ای از خود تحت عنوان از خراسان تا بختیاری به جای گذاشته است.

ـ پیرلوتی، سیاح و نویسندة معروف فرانسوی در سال 1321هجری به ایران مسافرت نمود. وی سفرنامة خود را تحت عنوان «به سوی اصفهان» به رشتة تحریر درآورده است.

ـ اوژن فلاندن، سیاح و نقاش فرانسوی که در دوران قاجاریه به ایران آمد و سفرنامة وی همراه با آلبوم مصور از آثار باستانی ایران است.

ـ لارنس لکهارت، در ایران مطالعاتی انجام داده و کتابی دربارة ایران تحت عنوان «انقراض سلسلة صفویه و ایام استیلای افاغنه» نوشته است.

ـ جرج کلارک، شهرساز معروف جانی که به ایران سفر کرده و دربارة اصفهان می‌گوید که به عقیده وی، اصفهان را بعد از پکن باید بزرگترین و معروفترین شهر قدیمی جهان دانست.

  ایجاد تشکیلات توریستی در ایران

صنعت توریسم از نیم قرن بیش از این طرف به منظور شناساندن مفاخر ایران و تمدن کهن این سرزمین باستانی، رسماً شکل گرفت و برای اولین بار در سال  1314، اداره‌ای در وزارت کشور به نام «ادارة امور جهانگردی» تاسیس شد. فعالیت این اداره محدود به چاپ نشریاتی به صورت کتابچه‌های کوچک راهنما، به منظور راهنمایی توریستها و معرفی ایران از نظر جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، و تهیه و توزیع آنها گردید. بعد از شهریور سال 1320 ادارة مذکور، جای خود را به «شورایعالی جهانگردی» داد. این شورا هفته‌ای یکبار در وزارت کشور تشکیل می‌شد و امور اداری آن را ادارة سیاسی وزارتخانه مزبور انجام می‌داد.

در سال 1333اهمیت جلب توریست خارجی با توجه به جنبه‌های اقتصادی آن و به منظور تحکیم مبانی حسن تفاهم میان افراد کشورهای مختلف مورد توجه دولت قرار گرفت و ادارة امور جهانگردی مجدداً در وزارت کشور تشکیل شد. این اداره طی دورة جدید فعالیت خود، موفق به انجام خدمات زیربنای چندی در زمینه‌های مختلف توسعة جهانگردی کشور شد که از آن جمله می‌توان پیشنهاد تهیة قوانینی مربوط به ورود و خروج اتباع بیگانه را نام برد.

  در سال 1340 شورایعالی جهانگردی مرکب از 12 نفر از نمایندگان وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و سه نفر از اشخاص مطلع و بصیر در امور جهانگردی، تشکیل گردید که وظیفة آن تعیین خط‌مشی و برنامه‌های اجرایی ادارة امور جهانگردی وزارت کشور بود و اصولاً بر امور مربوط به جهانگردی کشور در سطح عالی نظارت داشت.

ایجاد این تشکیلات یک سلسه فعالیتهای تاسیساتی را موجب شد و با آنکه تحولات انجام شده غیر متشکل و بدون برنامه صورت گرفت ولی توجه و علاقة خارجیان را به بازدید از ایران افزایش داد و زمانی فرا رسید که عدم وجود وسایل پذیرایی مناسب و تجهیزات کافی برای جوابگویی به تقاضای جهانگردی، نیاز به اقدامات اساسی در این زمینه را محسوس گردانید، به همین لحاظ برای شروع اقدامات جدیتر و مؤثرتر در امر جهانگردی نخستین گام، بنیانگذاری سازمانی مناسب برای ایجاد هماهنگی و نظارت بر کلیه فعالیتهای جهانگردی کشور بود، این ضرورت موجب شد که در تاریخ 17فروردین سال 1342 سازمانی به نام «سازمان جلب سیاحان» تاسیس گردد. سازمان جلب سیاحان با تهیه و تنظیم و اجرای طرحها و برنامه‌ریزیهای وسیع و دامنه‌دار اقدامات بسیار موثر و زیربنایی را برای توسعة صنعت جهانگردی کشور به عمل آورد.

در سال 1353 سازمان جلب سیاحان با وزارت اطلاعات وقت ادغام شد و این وزارت تحت نام وزارت اطلاعات و جهانگردی شروع به کار نمود. ادارة امور ایرانگردی و جهانگردی توسط چهار شرکت سهامی به اسامی شرکت سهامی تاسیسات جهانگردی ایران، شرکت سهامی گشتهای ایران، شرکت سهامی مرکز خانه‌های ایران و شرکت سهامی سازمان مراکز جهانگردی برای ورزشهای زمستانی تحت نظارت وزارت اطلاعات و جهانگردی اداره می‌شد.

در سال 1358 به منظور جلوگیری از تداخل وظیفه و هماهنگ نمودن تمام فعالیتها و مسائل مربوط به امر جهانگردی در جهت اعمال سیاست صرفه‌جویی، طبق مصوبة  21/8/1358 شورای انقلاب چهار شرکت مذکور در یکدیگر ادغام گردیده و تحت عنوان سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی با بافت و خط‌مشی‌های جدید و هدفهای متمایز از گذشته شروع به فعالیت نمود. این سازمان ادارة بهره‌برداری از واحدهای اقامتی به شکل هتل، متل، مهمانسرا، اردوگاه، کلبه، چادر، رستوران، چایخانه، پیست اسکی، تاسیسات کنار دریا، حمامهای آب معدنی، تاسیسات و مراکز ورزشی زمستانی، و هر نوع محل مناسب دیگری را برای ایرانگردی و جهانگردی به عهده دارد. در حال حاضر معاونت سیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان سیاحتی و مراکز تفریحی بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، انجام کلیه فعالیتهای صنعت توریسم را در سطح کشور به عهده دارند که با همکاری سایر ارگانهای ذیربط در سراسر کشور، در پیشبرد توسعه توریسم و رسیدن به هدفهای مورد نظر گام برمی‌دارد. تشکیلات معاونت سیاحتی و زیارتی شامل 5 واحد ذیل است:

1.       ادارة کل نظارت بر خدمات سیاحتی

2.        مرکز مطالعات و تحقیقات ایرانگردی و جهانگردی

3.        دفتر برنامه‌ریزی وامور فنی

4.       مرکز آموزش عالی ایرانگردی و جهانگردی

5.        مرکز امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

با پایان جنگ تحمیلی و آرامش نسبی منطقه، دولت جمهوری اسلامی ایران با فراهم آوردن شرایط مناسب تلاش بی‌وقفه‌ای را جهت راه‌اندازی و رشد و گسترش توریسم کشور معمول داشته است.

بازارهای جهانگردی ایران

منظور از بازارهای جهانگردی مجموعه کشورهایی است که مقصد حرکت توریستهای آنها ایران می‌باشد. تا پیش از دهة اخیر کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس، پاکستان، افغانستان، همچنین اروپای غربی و کشورهای امریکا و کانادا و کشورهای آسیای جنوب شرقی و هند مهمترین نواحی حرکت جهانگرد به ایران بوده‌اند و به طور متوسط بیش از از  مجموع جهانگردان خارجی که این مجموع در سال 1355 حدود 657 هزار نفر بوده، اتباع این کشورها تشکیل می‌دادند که نیمی از این عده از طریق هوایی (فرودگاههای مهرآباد، شیراز و آبادان) و کمتر از نیمی دیگر از راه مرزهای زمینی (خراسان، خسروی، بازرگان، میرجاوه و جلفا)، بقیه از طریق بنادر جنوبی کشور یعنی آبادان، خرمشهر و بندرعباس وارد ایران شدند، ولی این جریان حرکتهای توریستی بعد از آن دچار تغییر شده به طوری که در سال 1360، ترکیه، شوروی سابق، پاکستان و هند به ترتیب بیشترین تعداد توریستها را به ایران فرستادند، آلمان، ایتالیا و ژاپن در مقام بعدی، سپس سایر کشورها چون امارات متحده عربی، انگلستان، فرانسه قرار داشتند.

جاذبه‌های توریستی ایران

کشور ایران به دلیل قدمت تاریخی و تکاپوی مستمر اجتماعی و فرهنگی خود جاذبه‌های متنوعی را داراست که می‌توانند طیف وسیعی از توقعات و نظرات توریستها را تأمین نمایند. هر توریستی با هر انگیزه‌ای که به ایران سفر نماید، می‌تواند مطابق اهاف، ذوق و برنامة خود در ایران دیدنیهای مورد نظر خود را بازیابد. نباید فراموش کرد که بهترین راه شناخت سرزمین و مردم هر کشوری آشنایی با مردم کوچه و بازار و برقرار مستقیم با خود آنان است.

     خانواده‌های ایرانی اصولاً مهمان‌نواز و گشاده‌روی هستند. با زمینة مختصری آشنایی می‌توان به درون خانوادة ایرانی راه یافت و از چگونگی زندگی، معیشت، طرز تفکر و بینش اجتماعی آنان و بسیاری دیگر ازخصوصیاتی که در نوشته‌ها نگنجد آگاه شد.

    با توجه به انگیزه‌های مختلفی که مسافرت به ایران می‌تواند، داشته باشد، می‌توان جاذبه‌های توریستی ایران را به سه بخش عمده، جاذبه‌های طبیعی، جاذبه‌های فرهنگی و جاذبه‌های مذهبی تقسیم کرد که در ذیل به طور خلاصه به شرح هر یک از آنها می‌پردازیم.

·         جاذبه‌ها و چشم‌اندازهای طبیعی

·         جاذبه‌های فرهنگی، هنری و یادمانهای تاریخی

·         جاذبه‌های مذهبی و مراکز زیارت

جاذبه‌ها و چشم‌اندازهای طبیعی

موقعیت خاص جغرافیائی ایران و برخورداری آن از جاذبه‌های طبیعی نظیر کوههای سر به فلک کشیده و زیبا مانند سبلان، دشته و جلگه‌های حاصلخیز و تماشایی مانند دشت ناز، دشت مغان، دشت ارژن، جنگلهای سرسبز و دیدنی مانند پارک ملی گلستان، پارک جنگلی نور و سیسنگان، غارهای بزرگ و عجیب مانند غار علی صدر، رودخانه‌های پرآب مانند رود کارون، زایندةرود، سفید رود، جاجرود، مردابها و تالارهای دیدنی مانند مرداب انزلی، تالاب میانکاله که از ذخایر مهم اکولوژیکی کشور در مورد حیات وحش می‌باشند، صحراهای خشک و کویرهای عظیم با چشم‌اندازهای منحصر به فرد خود، دریاچه‌های زیبا، مانند دریاچة تار، دریاچة کهر، دریاچة ارومیه با جزایری بسیار زیبا و پناهگاه پرندگان مهاجر که از اهمیت بین‌المللی برخوردار است، آبهای معدنی متنوع با خواص درمانی گوناگون مانند آب معدنی سرعین اردبیل و آب معدنی محلات، و وجود آب و هوای متنوع (خشک، مرطوب، سرد، گرم، معتدل، مدیترانه‌ای) در مناطق مختلف موجب گردیده که در سرزمین ایران در هر یک از روزهای سال چهار فصل، بهار، تابستان، پاییز و زمستان به طور همزمان وجود داشته باشد. به طور خلاصه دیدنیهای زیبا و جالب و جاذبه‌های طبیعی این سرزمین به قدری فراوان است که قلم از بیان این همة دیدنیها قاصر است و این تنها نمونه‌هایی از جاذبه‌های موجود است که به لحاظ ضرورت موضوع، تنها به ذکر نام مختصری از آنها اشاره شد.

جاذبه‌های فرهنگی، هنری و یادمانهای تاریخی

تاریخ بسیار کهن ایران و قرار گرفتن این کشور در مسیر جاده ابریشم و راه ارتباط بین دنیای شرق و غرب، باعث گردیده تا ایران به عنوان یکی از قطبهای مهم تمدن بشری در جهان مطرح باشد. فرهنگ اصیل باستانی و آمیختن آن با فرهنگ اسلامی به اهمیت آن افزوده و خصوصاً در سالهای اخیر حس کنجکاوی دانشمندان جامعه‌شناسان، محققین و توریستها را در مورد بازدید و مطالعة این سرزمین افزایش داده است. آثار و نشانه‌های متنوع و مختلفی که از سیر تکوینی فرهنگ و تمدن ایران به جای مانده می‌تواند به عنوان جاذبه‌های توریستی مورد استفاده قرار گیرند. خلاصه‌ای از این آثار ارزشمند عبارتند از: آثار برجای مانده در همدان، تپة سیلک کاشان، مارلیک رودبار، چغازنبیل پاسارگاد،شوش، کاخها، قصرها و تالارهای عظیم و باشکوه باستانی مانند تخت جمشید و آپادانا، عمارتهای قدیمی، مساجد زیبا مانند مسجد جامع یزد، مسجد شیخ لطف‌اله، مسجد گوهرشاد، مدارس تاریخی، برجها، بادگیرها، منازه‌ها مانند منارجنبان اصفهان، قلاع، حمامها، مانند حمام گنجعلی خان در کرمان، باغهای معروف، آب انبارها، کاروانسراها، فرهنگ ایلات و عشایر، صنایع دستی، مانند فرش بافی، خاتم‌کاری، زری بافی، منبت‌کاری، قلم‌زنی و نظایر آنها که شهرت جهانی داشته و نام ایران به ویژه شهرهای اصفهان و شیراز از زبانزد خاص و عام کرده است. شهرهای قدیمی ایران با بافت سنتی و آثار و ابنیة تاریخی خود و فرهنگ اصیل و آداب و رسوم کهن آن به همراه آنچه که نام برده شد، گوشه‌هایی از جاذبه‌های هنری، تاریخی و فرهنگی این مرز و بوم هستند که بررسی، شناسایی، حفاظت و معرفی آنها به جهانیان ، به رونق و گسترش صنعت توریسم کشور خواهد افزود و موجب اعتلای فرهنگی آن خواهد شد.

جاذبه‌های مذهبی و مراکز زیارتی

با گسترش اسلام در ایران مدفن امامزادگان به تدریج به مراکز زیارتی مردم تبدیل شدند. به دنبال این روند مرقد پیشوایان دینی با ساختن بارگاههای متناسب بنای شاخص و برجستة هر محلی را به وجود آوردند. یکی از مظاهر علاقه‌مندی و اخلاص مردم در پیروی از فلسفه امامت، در خلق بناهای مقابر و هنر معماری امامزاده‌ها است . برجسته‌ترین هنرمندان زمان ذوق و نبوغ خود را با استفاده از امکانات موجود در ساختمان و تذهیب مراکز دینی و زیارتی به کار بردند که نتیجة آن وجود تعداد زیادی از بارگاههای زیارتی در ایران است. مرازک زیارتی اسلامی ایران به دو دسته تقسیم می‌شوند، دستة اول مراکزی که ارزش زیارتی جهانی و داخلی دارند، نظیر بارگاه مقدس حضرت امام رضا علیه‌السلام در مشهد، آستان حضرت معصومه علیه‌السلام در قم و مرقد مطهر حضرت اما خمینی رضوان‌الله علیه در تهران. دسته دوم مراکزی که بیشتر ارزش زیارتی محلی و ناحیه‌ای دارند که تعداد آنها در نواحی مختلف کشور بسیار است و مهمترین آنها عبارتند از:

ـ زیارتگاه حضرت احمد بن موسی بن جعفر (ع) معروف به شاهچراغ در شیراز

ـ زیارتگاه حضرت عبدالعظیم (ع) و حضرت حمزه بن موسی الکاظم (ع) در شهر ری.

ـ بقعه سید جلال الدین اشرف بن موسی الکاظم (ع) در آستانة اشرفیة گیلان

ـ مقبرة دانیال نبی (ع) در شوش.

بسیاری از امامزاده‌های ایران در نتیجه توسعه نقش زیارتی آنها به مراکز شهری تبدیل شده‌اند. غالباً اطراف حرم امامزاده‌ها محل تمرکز برخی فعالیتهای خدماتی و تجاری شده و با افزایش تعداد زائران به مراکز مستقلی تبدیل شده‌اند. از این رو محل این امامزاده‌ها در بسیاری موارد در مرکز شهرها قرار دارد.

     در ایران علاوه بر شیعیان پیروان مذاهب و ادیان دیگری نیز به سر می‌برند، مانند اهل تسنن، ارامنه، یهودیان و زرتشتیان که همة آنها دارای مراکز مذهبی خاص خود هستند.

مهمترین مراکز مذهبی اهل تسنن، یکی تربت شیخ جام (مقبره شیخ جام) است که در خراسان واقع شده و دیگری مسجد جامع سنندج می باشد. ارامنه تابستانهای برای زیارت به کلیسای طاطاوس در سیاه چشم که درنزدیکی ماکو قرار دارد سفر می‌کنند علاوه بر 13کلسیای جلفای اصفهان که مورد علاقة ارامنة ایران است، می‌توان از چندین کلیسا در آذربایجان نام برد که زیباترین آنها کلیسای سنت استپان است. یهودیان ایران قبر استر (استرومروخای) را در همدان زیارت می‌کنند. زرتشتیان که بیشتر آنها در یزد و تهران زندگی می‌کنند همه ساله برای برگزاری مراسم خود به تخت جمشید، نقش رستم، طاق بستان و به بیستون و چک چک (در یزد) می‌روند. زرتشتیان علاقة زیادیی به آتشکدة قدیمی آذرگشسب در تخت سلیمان، برج کاشمر در خراسان و دریاچة ارومیه که برای آنان حالت مقدسی دارد، نشان می‌دهند.

     در مجموع اماکن مذهبی ایران به عنوان یکی از کانونهای زیارتی نقش مؤثری در فعالیتهای سیاحتی ـ زیارتی و فراغتی و بدین ترتیب در توسعة توریسم داخلی در مقیاسهای مختلف دارند بنابراین امکانات لازم برای رونق و گسترش آنها، بایستی بیش از پیش فراهم آید.

ایران به عنوان یک کشور اسلامی

نفوذ اسلامی در نیمة قرن هفتم میلادی به ایران، فروپاشی امپراطوری ساسانی را به دنبال داشت. از آن پس دورة جدیدی در تاریخ ایران آغاز گشت، که دگرگونیهای بنیادی شدیدی در اوضاع اجتماعی و سیاسی و مذهبی حکومت و مردم به وجود آورد. ایرانیان که از نابرابریهای اجتماعی موجود در عهد ساسانی ناخشنود بودند، آرمانهای والای خود را در شعارهای اسلامی بازیافتند. از این رو به سرعت دین اسلام را پذیرفتند و در اشاعه و استغنای فرهنگی آن کوشیدند. با وجود پذیرش اسلام، ایرانیان هرگز مخالفت خود را با خلفای اموی و عباسی پنهان نمی‌کردند. آنان نیز برای تضعیف و سرکوب ایرانیان به طرفداری از اعضای خاندان پیامبر صلی‌الله علیه و آله و برقراری حکومت براساس امامت به پا خاسته بودند، به تقویت عناصر غیرایرانی پرداختند. ادامة جنگهای فرسایشی میان سلاطین محلی قدرت آنان را تحلیل برد و زمینة را برای تسلط اقوام بیگانه آسیای مرکزی مانند ترکان سلجوقی، مغولها و تیموریان فراهم ساخت. در دورة صفویه سومین امپراطوری بزرگ ایران پاگرفت و مذهب تشیع که تا آن موقع برای پیروان آن محدودیتهای یادی ایجاد می‌شد رسمیت یافت. خصلت پویایی مذهب شیعه و تعهدات سیاسی و اجتماعی آن استقلال و هویت ملی ایران را در مقابل ضربات سخت و کوبندة عثمانیها با استواری تمام حفظ کرد و ایران یکبار دیگر توانست در مقابل مدعی تولیت مسلمانان به عنوان یک نیروی قدرتمند سیاسی، مذهبی، قد علم کند. انحطاط صفویه برای مدتی میدان عمل واقعی اسلام را به عنوان یک دین فعال محدود کرد. با روی کار آمدن افشاریه و زندیه تغییر چندانی در این روند ب وجود نیامد. عصر قاجاریه با توسعة نفوذ قدرتهای بیگانه روس و انگلیسی در ایران همراه است. این استعمارگران از خصلتهای پویایی و مبارزه‌جویی اسلام آگاهی یافته و در حذف یا تحریف آن از هیچ کوششی دریع نورزیدند. تاثیر نفوذ اسلام در بطن جامعة ایران آنقدر عمیق بود که در تاریخ معاصر ایران بسیاری از جنبشهای اجتماعی نظیر جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، حتی در جنبش ملی شدن صنعت نفت نیز نیروهای مذهبی در وحدت و انسجام سیاسی مردم قابل توجه بود.

 سرانجام تکاپو و تنشهای مذهبی شدت یافته در جامعه، به شکل سیلی عظیم از حرکت مردم، در 15 خرداد 1342 در قالب انقلاب اسلامی جریان یافت و با رهبری حضرت امام روح الله خمینی رضوان‌الله علیه به پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و به استقرار جمهوری اسلامی در12 فروردین 1358 انجامید. مردم و سرزمین ایران در سراسر تاریخ حیات خود زمینه‌های مساعدی برای رشد و اشاعة فرهنگ اصیل فراهم ساخته و به همان نسبت فرهنگ فاقد اصالت را دفع کرده است. که انتخاب مذهب تشیع نیز به عنوان اسلام پیامبر و عترت پاک او دقیقاً از همین خصلت نشأت می‌گیرد. بعد از پذیرش اسلام در ایران هنر و معماری اسلامی با تأثیرپذیری از فرهنگ و هنر مردمان این مرز و بوم، طی ادوار مختلف شکل و قالب معینی یافت و به عنوان الگویی مستقل جایگاه خود را پیدا کرد. فرهنگ و ادبیات و علوم اسلامی و ایرانی دست به دست هم در راه اعتلا و شکوفایی گام برداشتند، بدین ترتیب حتی در دورة شکوفایی مراکز خلافت نیز ایران کماکان به عنوان کانونی مهم برای پرورش علوم و هنر به جای مانده موقعیت ممتاز ایران به عنوان یک کشور اسلامی از چنین رسالتی ناشی می‌شود. نباید از یادبرد، که ایرانیان با انتخاب راستای تشیع، در تبلیغ و اشاعة اسلام و غنای فرهنگی آن سهمی بس مهم در جهان اسلام دارند.

نفوذ اسلام در ایران موانع اجتماعی و سیاسی پویش فرهنگ رادر دورة ساسانیان در جامعه حکمفرما بود، از میان برداشت و به دنبال برقراری ثبات سیاسی جوامع و محافل علمی ایران به فعالیت پرداختند. ایرانیان به سهم خود در پرورش زبان فارسی و گسترش زبان و ادبیات عربی که کلید درک و فهم مفاهیم قرآنی است کوشش فراوان کرده‌اند. مدارس علمیه و کانونهای فرهنگی ایران هر یک مفاخر و مشاهیر بزرگی را به جامعة علمی دنیا تقدیم داشته‌اند. حوزه‌های فرهنگی و علمی خراسان، ری، شیراز، تبریز، مراغه، جندی شاپور و اصفهان به عنوان نمونه‌ای فعال مراکز علمی در ایران و دنیای اسلام فعالیت چشمگیری در دوره حیات خود نشان داده‌اند و مشاهیر و دانشمندان بزرگی نظیر زکریای رازی، ابوعلی سینا، فارابی، غزالی، ابوریحان بیرونی، خواجه نصیرالدین طوسی، سعدی، حافظ و مولوی پرورده و تربیت یافتگان این مجامع علمی بودند.



صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :